
|
به ندای دلت گوش کن که بهترین راه کامیابیست
|
خیلی سخته بخوای به کسی که سال ها و ماه ها دوستت داشته بگی که دوسش نداری !
خیلی سخته به کسی که دوستت داشته و تو هرگز نتونستی دوستش داشته باشی حقیقت رو
بگی ... !
خیلی سخته وقتی بهش گفتی ، روح خسته ی خودت رو آروم کنی !
خیلی سخته غرور کسی رو که به خاطر تو شکسته شده نادیده بگیری ! اما مجبوری ! ...
خیلی سخته خودت رو جوری نشون بدی که نیستی ! تا شاید اون ازت دل بکنه ...
درسته تو اون رو دوست نداشتی اما خوب دلت و احساست بهت اجازه نمیده دلش رو بشکنی
وهمش می خوای راهی پیدا کنی که اون ترکت کنه ! که بفهمه دوسش نداری ...
خیلی سخته که بغض گلوت رو گرفته باشه اما با خونسردی بهش بگی که دوسش نداری ... !
بگی که اونو نمی خوای ... !
خوب تو هم دل داری ! می ترسی دلش رو بشکنی ، همونجور که یکی دیگه دل تو رو
شکست !؟
حالا که خودت هم توی این دور گردن جای کسی اومدی که یه روز دل تو رو شکست و حالا
تو می خوای دل یکی رو بشکنی ! می فهمی که اون کسی که تورو ترک کرد ، حق داشت !
اون تو رو دوست نداشت و حالا تو یکی دیگرو !
حرفت رو به اون می گی و میری ! دلش رو می شکنی اما از خدا می خوای که دل شکسته
اون رو مرحم بذاره !
اما تو مجبوری ، تو مجبور بودی !؟
دیگه داری با خودت حرف می زنی : حالا تکلیف چیه ؟ جواب این دل شکسته رو کی باید
بده ! منی که دلی رو شکستم یا اونی که دلش شکسته؟
اونی که بی تفاوت به اینکه چی رو داره زیر پاش له می کنه و رد میشه یا اونی که مراقب
دلش نبوده ؟ اما نه ! تو بی تفاوت نبودی ... تو خودت هم قلبت هزار تکه شد ! تو مثله
بعضی از آدما نیستی که از صدای شکستن دل آدما لذت می برن ! تو مجبور بودی .... چون
نتونستی اونو دوست داشته باشی ...
من بر سر دوراهی زمان در دلمردگی این ثانیه ها به خاطر شکستن دل تو نابود شدم و تو
ندیدی ... ؟!؟
حالا دست ها یم ساده ترین دلواپسی هستند ! تو مرا به مرداب فراموشی می سپاری و من
هرگز شکستن دل تو را فراموش نخواهم کرد ... !؟!!
تو مرا در اعماق قلبت دفن می کنی و من همیشه زخمی را که به قلب تو زدم ، زخمی که تو
روزی بر آن مرحم می گذاری ! بر دل خواهم داشت !! ....
اما باز هم مرا گونه ای دیگر می بینی .... نمی خواهم بدانی که از صدای شکستن قلبت
خورد شدم .. دوستت نداشتم اما اشک می ریزم ! پر شدم از حرف های باران خورده ..اما
من صبر را آموخته ام ....