تبليغاتX
بی تو دیگر مجالی برای زندگی دوباره نیست
Myspace, Myspace Graphics, Myspace Backgrounds
به ندای دلت گوش کن که بهترین راه کامیابیست

 

آیا می دانی که دل از جنس چیست ؟
سنگ خاراست یا که گلبرگی نحیف

اشکهایم تو می دانی که چیست ؟
می رود ارزان ز دستم اینچنین
دیدگانم سوی این دنیای پیر
آیا می دانی که در دنبال چیست ؟
دستهایم در لرزه و آشوب و شور
باز هم نمی دانی که در دستان کیست !!
گامهایم را نمی دانم چرا ؟
می فشارم روی این خاک سیاه
داد من در پرده ابهام من
آیا می دانی طنینش در کجاست ؟

اما می دانم که در آفاق دور
روزگارم غرق در جادو و سحر
شعله ای دارد فروزان در سپهر
شعله ای هم رنگ خون
حاصل افسون آن آفاق دور
سرنوشتی از دو رنگ است
هم سفید است هم سیاه
رنگ برف و رنگ خاک
اسم آن خاکستریست
رنگ بعد از آتش است
رنگ ابهام و سئوال
هم سفید است هم سیاه !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 1:41 PM  توسط غریب تنها  | 

 تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ...

تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ...

تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا....

 در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 1:34 PM  توسط غریب تنها  | 

صدایم کن تا نسوزم.....آری صدایم کن تا نسوزم
قلبم
آینه ای است،ما را می بیند و بی حضور نمایانت می شکند
رهایم کن .....آری

در
کوچه های تاریک و سردو بی صدا رهایم کردی
تا کی باید منتظر جوشش آب باشم
؟
گلویم خشکیده است دیگر

باید رفت
.............
حالا دیگر کوچ کردن تبلور
زندگیست
باید رفت
............
باید خود را سخت برای آغازی دیگر

برای تولدی
دیگر
سرزمین خاطره ها دیگر خشک و یخ زده و فرسوده است

آری باید رفت

تا آن
سوی دشت بی انتهای محبت
تا آن سوی دیوار فاصله

تا بو کردن گل سرخ اسیر در
گلدان تنهایی
تا آن سوی بی ستاره ترین شب پر ستاره

تا آن سوی وداع عشق

تا
پرواز به سوی نقطه ی اوج تنهایی و باکسی
تا شکستن خود در خود عشق

تا دیباچه
ای بر متن شب خاموش و بی صدا
تا شکستن در نقطه ی عشق .....تا خود عشق

آری
باید رفت
باید رفت و دیده را بر بست
...........
فقط به رفتن فکر کرد

به
امید اینکه در این راه بی انتها کسی پیدا شود
کسی که دستهایش قفس نباشد

تا
اوج خواستن
آری...باید رفت،باید رفت
......

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 1:29 PM  توسط غریب تنها  |