
|
به ندای دلت گوش کن که بهترین راه کامیابیست
|
تو یک اقاقی به دستم دادی و راهم را روشن نمودی اینک ما ایستاده ایم . من و تو تا که باز کنیم پنجره بسته را بر روی طالبان نور رو به رویمان دریچه ای است که به دشت روشنایی گشوده می شود.![]()

وقتي كه نگات مي شينه روي دويار اتاقم
عكس تو تو قاب چوبي دوباره مياد سراغم
ياد اون روزا مي افتم ، با تو بودن زير بارون
وقتي كه شرمنده بودن ، پشيمون ليلي و مجنون
ياد اون شبا مي افتم ، مسیرمون تا رسیدن به خونه
واسه گذاشتن سرت رو شونه هام تو بودی دنبال بهونه
با هم بودیم ولی عمر لحظه هامون خیلی کم بود
كجا فكرشو مي كرديم ، آخرش جدا شدن بود
زير رعد و برق تقدير ، من و تو با هم شكستيم
توي رؤياهامون اما ، هنوزم صاف و يه دستيم
گل سرخي اينجا روي طاقچس ، خاطرش هست و خودش مرد
توي ميدون زمونه ، من و تو بازي رو باختيم
تقصير طالع ما بود ، سرنوشتو خوب شناختيم
مث اون كلاغ قصه ، كه نمي رسيد به خونه
دوس نداش كه مال هم شيم دست بي رحم زمونه
اسمش اينه كه تو رفتي ، يادگاريت رو به رومه
تو رو داشتن تا هميشه منتهاي آرزومه
بي گناهي ، اما كوچت ، چه آتيشي زد به ريشه م
هميشه بهت مي گفتم ، نباشي ديوونه مي شم
مي دوني ما بي گناهيم ، جرممون فقط وفا بود
هيچ دلي راضي نمي شه ، كه بگه تقصير ما بود
مخمل خاطره ي تو ، تو صندوقچه ي چوبي
خوابيده مثل يه قصه ، پر راز و پر خوبي
تو رو مي سپرم به دست صاحب پونه و خورشيد
اما افسوس و صد افسوس كه تو رو به من نبخشد
اوني كه گفته بود پيشم مي مونه
كسي كه من دلم مي خواد همونه
اوني كه تو پاييز واسم قسم خورد
فقط با من هميشه مهربونه
اون كسي كه با ذوق و شوق به من گفت
بايد كه وايساد جلوي زمونه
اوني كه گفت قسمت همش دروغه
يه چيزيه درست مث بهونه
اوني كه ماجراي عاشقيشو
گلدون اطلسي مونم مي دونه
اون كسي كه مي گفت ستاره هامون
تو بهترين نقطه ي كهكشونه
اون كه مي گفت توكل دوتامون
به لطفاي خداي آسمونه
اون كه مي گفت دق مي كنه اگر كه
پاي كس ديگري در ميونه
اون كه مي گفت چاره فقط سكوته
واسه جواب حرف عاشقونه
نمي دونم چي شد كه رفت و آخر
پيغام فرستاد من مي رم ديوونه