
|
به ندای دلت گوش کن که بهترین راه کامیابیست
|
کاش می دانستم پس از مرگم اولین اشک را چه کسی برایم خواهد ریخت ؟؟؟![]()
و آخرین کسی که مرا از یاد خواهد برد کیست؟؟؟؟؟![]()
خیلی دلم می خواد اینو بدونم
هر پنج شنبه به مزارم بیا ![]()
گل سرخی بر روی قبرم بگذار![]()
تا همیشه آن گل سرخی را که به تو داده بودم به خاطر بیاورم ....![]()
ولی
اگر تو مردی من فقط یک بار بر مزارت می آیم ![]()
وآن دسته گل سفید مریم را که با خون خود سرخ خواهم کرد ![]()
برایت هدیه می کنم و عاشقانه در کنارت جان می سپارم![]()
تا بدانی هیچ وقت تنها نیستی![]()
![]()
دیر زمانی است که در این تنهایی می خواهم برای از دست دادنت گریه کنم ؛ اما افسوس که یادم آمدم همه ی اشکهایم را برای به بدست آوردنت ریخته ام ......![]()
![]()
![]()
خسته ام انگار صد سال پیاده راا آمده ام ... انگار صد سلسله کوه را روی شانه های نهیفم حمل کرده ام ... انگار هزاران سال است که پلک هایم رانبسته ام .... خسته ام انقدر خسته که حتی نام خود را هم فراموش کرده ام ... من شکل سنجاقکی را که در کوچه کودکی بوسیده ام از یاد برده ام ... خسته ام ، انگار این جاده های سرد و خاکی پاییز تمام شدنی نیست ، از دست زمین و آسمان دلگیرم و از درختانی که بر من سبز شده اند گلایه مندم ... خسته ام نه آنقدر که نتوانم تو را دوست داشته باشم و از کنار نفس های گرمت بی اعتنا بگذرم ... بگو چقدر به انتظار بنشینم که زمان از من عبور کند و ستاره ها شاهد خاموش شدن تک تک فانوس های قلبم باشند ؟.... چقدر پیراهن کِدرم را در چشمه آرزوها بشویم و روی طناب دلواپسی پهن کنم....؟؟ اگر شوق رسیدن به دست هایت نبود ، هیچ گاه آغوشم را نمی گشودم و اگر صدای گوش نواز تو نبود هیچگاه پلک هایم را بیدار نمی کردم و اگر نسیم حرفهایت نمی وزید ، معنای جهان را نمی فهمیدم ....خسته ام اما نه آنقدر که نتوانم هر روز به با شکوه ترین قله زندگی بایستم و همراه با ستاره ها و خورشید به تو سلام کنم ....

میگن آدم باید باری رسین به عشقش از همه دنیا بگذره ... اما تو که همه ی دنیای منی چه جوری ازت بگذرم؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
![]()