تبليغاتX
بی تو دیگر مجالی برای زندگی دوباره نیست
Myspace, Myspace Graphics, Myspace Backgrounds
به ندای دلت گوش کن که بهترین راه کامیابیست

           کاش می دانستم پس از مرگم اولین اشک را چه کسی برایم خواهد ریخت ؟؟؟

                          و آخرین کسی که مرا از یاد خواهد برد کیست؟؟؟؟؟

                                      خیلی دلم می خواد اینو بدونم

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 2:36 PM  توسط غریب تنها  | 

                                هر پنج شنبه به مزارم بیا

                              گل سرخی بر روی قبرم بگذار

            تا همیشه آن گل سرخی را که به تو داده بودم به خاطر بیاورم ....

                                                ولی

                     اگر تو مردی من فقط یک بار بر مزارت می آیم

               وآن دسته گل سفید مریم را که با خون خود سرخ خواهم کرد

                 برایت هدیه می کنم و عاشقانه در کنارت جان می سپارم

                              تا بدانی هیچ وقت تنها نیستی

 

 

دیر زمانی است  که در این تنهایی می خواهم برای از دست دادنت گریه کنم ؛ اما افسوس که یادم آمدم همه ی اشکهایم را برای به بدست آوردنت ریخته ام ......

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 2:35 PM  توسط غریب تنها 

خسته ام انگار صد سال پیاده راا آمده ام ... انگار صد سلسله کوه را روی شانه های نهیفم حمل کرده ام ... انگار هزاران سال است که پلک هایم رانبسته ام .... خسته ام انقدر خسته که حتی نام خود را هم فراموش کرده ام ... من شکل سنجاقکی را که در کوچه کودکی بوسیده ام از یاد برده ام ... خسته ام ، انگار این جاده های سرد و خاکی پاییز تمام شدنی نیست ، از دست زمین و آسمان دلگیرم و از درختانی که بر من سبز شده اند گلایه مندم ... خسته ام نه آنقدر که نتوانم تو را دوست داشته باشم و از کنار نفس های گرمت بی اعتنا بگذرم ... بگو چقدر به انتظار بنشینم که زمان از من عبور کند و ستاره ها شاهد خاموش شدن تک تک فانوس های قلبم باشند ؟.... چقدر پیراهن کِدرم را در چشمه آرزوها بشویم و روی طناب دلواپسی پهن کنم....؟؟ اگر شوق رسیدن به دست هایت نبود ، هیچ گاه آغوشم را نمی گشودم و اگر صدای گوش نواز تو نبود هیچگاه پلک هایم را بیدار نمی کردم و اگر نسیم حرفهایت نمی وزید ، معنای جهان را نمی فهمیدم ....خسته ام اما نه آنقدر که نتوانم هر روز به با شکوه ترین قله زندگی بایستم و همراه با ستاره ها و خورشید به تو سلام کنم ....

 

                                قریه

            

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 2:29 PM  توسط غریب تنها 

میگن آدم باید باری رسین به عشقش از همه دنیا بگذره ... اما تو که همه ی دنیای منی چه جوری ازت بگذرم؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 2:27 PM  توسط غریب تنها 

بازم سلام اما این بار نیومد دیگه ازتون بخوام برام دعا کنید که دوستم پیشم بمونه بر عکس اومدم همینجا پیش همه ی شما دوستم رو بسپرم دست خدا و براش آرزوی خوشبختی کنم من نمی تونم اون رو بازور پیش خودم نگه دارم و بدتر عذابش بدم پس می سپرمش به خدا فقط ازش یه خواهشی دارم و اون اینه که روز موعود خوشبختیش منم خبر کنه تا خودم دستش رو توی دست عشقش بذارم و خوشبختیش رو ببینم تا خیالم راحت بشه شما هم مثل من برای خوشبختیش و آسایشش کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 2:24 PM  توسط غریب تنها  | 

سلام بچه ها رفیقم می خواد ولم کنه بره تو رو خدا بهش بگید بمونه من دلم نمی خواد ترکم کنه آخه چرا؟ من تازه یه رفیق خوب پیدا کرده بودمبرای من و رفیقم دعا کنید
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 11:20 PM  توسط غریب تنها  |